تبلیغات
آخـــــــــــــــر خــــــــــــــــنـــــــــــــده - عتراف ها

 

اعتراف میکنم از همه پسرا بددددددم میاد چون عوضی ان

اعتراف از طرف aram

اعتراف میکنم تعترافی ندارم

اعتراف از طرف دانیال

 

دختره 12 ساله خونشون خالی میشه پارتی میگیره.بعد من با 20 سال سن اعتراف میکنم

هنوز خونمون خالی میشه از ترس همه لامپارو روشن میکنم همه درارم قفل میکنم صدا تلوزیونم زیاد میکنم

که یه وقت لولو نخورتم ... 

اعتراف از طرف lady_arshin

 

اعتراف میکنم که هیچ کاری نکردم تا اعتراف کنم

اعتراف از طرف nazafarin

 

من اعتراف میکنم از درس خوشم نمیاد فقط خندوانه را عشق است 

اعتراف از طرف فرناز

اعتراف میکنم را به را سوتی میدم !!!!!!

اعتراف از مینا 

اعتراف میکنم که من قبلا خیلی اسگل بودم  

اعتراف از طرف ayda

 

اعتراف میکنم بچه بودم نمیدونم چیشد دلم خواست لیوان ابی که تو دستم بود

رو بچرخونم که چرخوندم دیگه یخچال مبل گاز بچه بودم دیگه 

اعتراف از طرف نیلو

 

اعتـراف میکنم یکبار با استادمون آب بازی کـردیم ، منم آب رو با گل قاظی کردم ریختم رو استاد


چشمش درد گرفت :| پرسید کی بود ؟ کسی ج نداد  استاد از همه 2 نمره کم کرد 

اعتراف از طرف فاتمــه

من اعتراف می کنم که یه بار تو املا زبان(start)نمره 40 از 100 رو گرفتم.

اعتراف از طرف نفس

اعتراف میکنم یه بار تونستم 72 ساعت نخوابم 
چون همش پای نت بودم 

اعتراف از طرف ملینا

 اعتراف می کنم ، تو دوران کودکی یه بار رفته بودیم دریاچه ارومیه واس شنا

(دو سه تا ماشین بودیم ، فامیلی رفتیم) ، بعد من داش سیا بازیم گل کرد

(اون موقع پراید داشتیم) رفتم پشت فرمون دستی رو خوابوندم،

ماشینم به خاطر شیب ملایم آروم شروع به حرکت کرد ، منم ضمن تکون دادن فرمون ،

خرکیف شده بودم ... آخرشم همین طور با 20 تا رفتم و زدم به سپر عقب

ماشین شوهرخالم ... هیچی دیگه یه کتک مفصل نوش جان کردم

اعتراف از امیررضا

اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور

سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!!

تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!

اعتراف از علی