تبلیغات
آخـــــــــــــــر خــــــــــــــــنـــــــــــــده - سوتی ها

ﺩﺳﺸﻮﯾﯽ ﭘﺎﺭﮎ ﺑﻮﺩﻡ ﯾﮑﯽ ﺩﺭ ﺯﺩ .
ﮔﻔﺖ : ﺳﻠﺎﻡ ﺧﻮﺑﯽ؟
ﻣﻦ ﺑﺎﺧﺠﺎﻟﺖ : ﺧﻮﺑﻢ ﻣﺮﺳﯽ !
ﮔﻔﺖ : ﭼﯿﮑﺎ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﮔﻔﺘﻢ : ﺁﺩﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻪ؟
ﮔﻔﺖ : ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺍﻟﺎﻥ ﺑﯿﺎﻡ ﺍﻭﻧﺠﺎ؟
ﻋﺼﺒﯽ ﺷﺪﻡ ﮔﻔﺘﻢ : ﻫﻨﻮﺯ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﻡ .
ﯾﻬﻮ ﮔﻔﺖ : ﺑﺒﯿﻦ ﺑﻌﺪﺍ ﺑﻬﺖ ﺯﻧﮓ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ! ﺍﻟﺎﻥ ﯾﻪ ﺩﯾﻮﻧﻪ ﺗﻮ ﺩﺳﺸﻮﯾﯽ ﻫﻤﺶ ﺩﺍﺭﻩ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯿﺪﻩ ....!
ﻣﻦ |:
ﺁﻓﺘﺎﺑﻪ ﮐﻪ ﺭﺳﻤﺎ ﻏﺶ ﮐﺮﺩ

 سوتی از طرف lady_arshin

 

یه بار با خالم رفته بودم بازار
از بس خالم پرسید فندک چنه
آخرش شد چند فنه؟؟
ینی وسط بازار من از خنده مردم
خالمم که دیگه جای خود داره

سوتی از طرف nazafarin

 

یه بار داییم زنگ زد خونمون مامان گفت بدو بیا گوشی بردار منم بدو بدو رفتم تلفن را بر دارم گفتم کیه ؟ 
خخخخ خودم خندم گرفت 
داییم میگفت مگه تو سواد نداری

سوتی از طرف فرناز

یام دادم به دوستم 
پری 
کجایی
هوییییییی
بد چندقیقه یه نفر پیام داده
عزیزم خوابه بفرما 
یعنی .....
زایع شدم 

سوتی از طرف شیما

یه باز زنگ زدم خونه دوستم مامانش گوشی رو برداشت .

فک کردم دوستمه بعد از سلام گفتم : خوبی اونم گفت مرسی ممنون.

من که فهمیدم مامانش هست گفتم : میشه گوشی رو بدین متین؟
.
.
.
.
.
یعنی میخواستم آب شم برم تو زمین که کسی منو نبینه.

سوتی از طرف امیرفاضل

 

یه روز یکی در خونمون رو زد وقتی رفتم دررو باز کنم به طرف گفتم الو بفرمایید 

سوتی از طرف فاطمه

یه بار توی مدرسه وقتی که جلوی معلم بودم دیدم دوستم داره میخنده گفتم چیشده زهرا؟؟؟؟

گفت اروق زدی! 
گفتم دروغ نگو 
گفت دروغ نمیگم بابا به خدا راسته 
منم از خجالت اب شدم  

سوتی از طرف مهسا

یک روز زنگ زدم خونه ی عمم پسر عمم گوشی رو جواب داد .

به جای این که بگه الو گفت کیه منم که منتظره کوخ ریختن اومدم گفتم منم درو باز کن .

پسر عمم که زود باور رفته درو باز کرده . من که از خنده دلم درد گرفته بود .

بعد از چند دقیقه که خندم تموم شد پسر عمم زنگ زد . میگه دایی چرا نمیای تو.

یعنی از خنده قش کردم. 

سوتی از طرف پگاه

ی روز سر سفره ی غذا دوست مامانم میرسه و میاد خونمون ‌.

مامانم ک براش غذا می کشه تا میاد شروع کنه ب خوردن بهش زنگ میزنن

اون بلند میشه میره منم غذامو تموم کردم و بازم می خواستم
مامانم گفت غذای دوستش دست نخوردس بعد برای من کشید
من شروع کردم ب خوردن و ی تیکه گوشت رو هی می جوییدم اما فایده نداشت از تو دهنم دراوردم ...
دیدم دوست مامانم ادامس گذاشته بوده کنار بشقابش و در حال حاضر در دهن منه ....

و بعدش کلی اوق زدم  

سوتی از طرف شقایق


سوتی های خود را اینجا بگویید